سلام کوچولوی ۴ میلیمتری من
الان که دارم حرفهایم را اینجا مینویسم، همزمان به یکی از کارهای دانی-خرسند گوش میدهم. ترکیبی رویایی از صدای محمدرضا شجریان و موسیقی هایی که انگار از دل بهشتی که وجود دارد، شنیده میشوند.
امیدوارم شما هم بشنوید و از آن لذت ببرید، گرچه مطمئن نیستم، هنوز قادر به شنیدن موسیقی باشید.
من و شاپور خیلی قبلتر از اینکه شما به بزرگی ۴ میلیمتر شوید، وجودتان را حدس زده بودیم. ما میدانیم که تو در دل من نشسته ای.
امیدوارم جایت خوب باشد. در آرامش رشد کنی.
و این تمام چیزی است که اکنون میخواهم.
اگر بخواهم از احساستم در این مدت حضور شما بگویم، همه نوع بوده است، خوشحال شده ام، ترسیده ام، نگران بوده ام…
اما حرف اولم به شما این است که، شما مسئول هیچکدامشان نیستید. اگر ترسیده ام یا نگران بوده ام، همه اش احساسات خودم بوده است.
شما اکنون یک موجود کوچک هستید که تنها تمرکزتان روی بزرگ شدنتان است.
قبل تر از این، برنامه اش را ریخته بودم که برایمان چیزی به یادگار بنویسم، اما گذر روزها جوری ست که فرصتها به راحتی از دست می روند.
ولی در زمان حاضر هم روز خوبی ست برای شروع کار.
من در روز جاری احساس عجیبی دارم، شاید کمی معنوی. احتمالا چون کم کم دارم وجود شما را باور میکنم و این یک حالت غریب و هیجان انگیز و معنوی به نظرم می آید.
باز هم برایت می نویسم و بدان که هزاران موسیقی خوب را قرار است باهم گوش بدهیم، پس زود بزرگ شو و بشنو که زندگی کردن بسیار جالب است و خوشحالم که قرار است آن را تجربه کنی.
برچسب:
نویسنده: نرگس عباسیان